شنبه , ۲۴ آذر ۱۳۹۷
خانه » سفرنامه های خارجی » اندونزی » اندونزی(جاکارتا، بالی)-۲۰۰۹

اندونزی(جاکارتا، بالی)-۲۰۰۹

 پیش از سفر 

ما از ۲۹ نوامبر (۸ آذر) تا ۸ دسامبر ۲۰۰۹ برای انجام کاری به اندونزی مسافرت می کنیم و طبق برنامه قراره به جاکارتا و – اگر شد – به بالی بریم.

از ایران به جاکارتا پرواز مستقیم نیست و باید به یکی از دو مسیر زیر به اندونزی رفت: خط هوایی قطر (با توقف در دوحه) یا امارات (با توقف در دبی). قیمت بلیت هر دو تقریبا یکسانه و حدود ۶۵۰ هزار تومن.

هوپیمایی قطر فقط هفته ای یکبار (یکشنبه ها) از دوحه به جاکارتا پرواز داره، اما خط هوایی امارات هر روز. بنابراین ما امارات رو انتخاب کردیم و قراره بصورت Connecting Flight از تهران به دوبی (یک ساعت و نیم) بریم و بعد از ۴ ساعت توقف، از دوبی به جاکارتا (حدود ۹ ساعت).

برای رفتن به بالی از جاکارتا هم باید از خطوط هوایی داخلی اندونزی استفاده کرد که بلیتش رو همینجا تهیه کردیم و قراره در جاکارتا تحویلمون بدن.

اطلاعات زیادی درباره جاهای دیدنی، موزه ها، معابد، سینما و مراکز خرید جاکارتا و بالی از اینترنت گرفتیم و الان در حال بررسی هستیم که کدوم ها رو در اولویت قرار بدیم.

قبل از اینکه این مسافرت پیش بیاد نمی دونستم که اندونزی حدود ۲۲۰ میلیون نفر جمعیت داره و از هفده هزار و پونصد جزیره تشکیل شده. دیگه اینکه بیشترین جمعیت مسلمان دنیا رو داره و مردمش به بیش از دویست زبان صحبت می کنن.

جزیره بالی که به جزیره خدایان معروفه (بعلت وجود معابد فراوان)، پایینتر از خط استوا قرار داره و در نیمکره جنوبی واقع شده.

جاکارتا

ما بعد از هشت ساعت پرواز، حدود ۴ عصر وارد فرودگاه بین المللی سوکارنو شدیم. اندونزی یکی از معدود کشورهاییه که برای ایرانی ها در فرودگاه ویزا صادر می کنه. تنها پر کردن یک فرم و ۲۵ دلار لازمه تا ویزای یک ماهۀ اندونزی در پاسپورت قرار بگیره. (کل کارها بیشتر از نیم ساعت طول نکشید)  

بعلت ترافیک سنگینی که عصرها در جاکارتا هست، یک ساعت و نیم طول کشید تا فاصلۀ ۲۰ کیلومتری تا شهر رو طی کنیم و به هتل Crowne Plaza برسیم. با شروع بارون شدت ترافیک هم بیشتر شد. نکتۀ جالب وجود تعداد بسیار بسیار زیاد موتور سیکلت در شهر بود و اینکه تمام مردم کاملاً آمادۀ بارون بودن و به محض شروع بارش، یک چتر و بارونی از کیف هاشون درآوردن!

اتاق ما طبقۀ دهم هتل بود و نمایی بسیار زیبا رو به آسمان خراش های شهر داشت. 

http://siahatname.ir/media/pictures/2014/09/Hotel_Room%20.jpg

شهر جاکارتا نزدیک به ۷۰۰ سال قدمت داره و به معنی “عمل متهورانه” هست، اونهم به دلیل فتح جاکارتا و آزاد کردنش از دست بیگانگان در سال ۱۵۲۷ میلادی. این شهر پرجمعیت ترین شهر آسیای جنوب شرقی و دوازدهمین شهر بزرگ دنیاست که حدود ۹ میلیون نفر جمعیت داره و به پنج منطقۀ شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تقسیم می شه.

بخش مدرن شهر در منطقۀ مرکزی (که به مثلث طلایی مشهوره) قرار داره و اغلب آسمان خراش ها، سفارت خانه ها و هتل های مهم در این بخش قرار دارن. در مناطق دیگۀ شهر، ساختار سنتی و مدرن به خوبی با هم تلفیق شدن و نمایی پست مدرن از شهری کاملاً آسیایی – با معابد، مساجد و کلیساهای فراوان – فراهم می کنن.

بنای یادبود و سمبل شهر جاکارتا که به شکل هاون بزرگ کوبیدن برنج هست و ارتفاع کل، ارتفاع پایه و مساحتش به ترتیب ۱۷، ۸ و ۴۵ متره که بیانگر ۱۷ آگوست ۱۹۴۵ (روز استقلال اندونزی) هست. موزۀ زیر برج تاریخچۀ شهر رو روایت می کنه و صحنه هایی از مقاطع مهم تاریخی رو به شکل ماکت به بازدیدکننده ها نشون می ده. با خرید بلیت، می شه بالای برج رفت و از چشم انداز بسیار زیبایی به این شهر بزرگ آسیایی لذت برد.

http://siahatname.ir/media/pictures/2014/09/1_Monument .jpg

Ancol یک مرکز تفریحی ساحلی بزرگه در قسمت شمالی شهر که از بخش های مختلف (شهربازی، آکواریوم، پارک آبی، پیست دوچرخه سواری) و بازارچۀ هنری تشکیل شده.

در بازارچۀ هنری، هنرمندان مختلف در غرفه هایی که محل کار و فروش آثارشون هست نشستن و می شه اونها رو در حال خلق صنایع دستی تماشا کرد. حکاکی سه بعدی رو چوب، کار روی فلز، نقاشی روی پارچه، کار روی سنگ، حصیربافی، طناب بافی، کار روی یونولیت و… تنها بعضی از آثاری هست که می شه توی این بازارچه دید و ازش لذت برد. برای خلق بعضی از این آثار، دو تا سه سال وقت صرف می شه و حدود سه تا چهار میلیون تومن قیمت دارن. با قدم زدن در این بازارچه آنچنان احساس آرامشی به آدم دست می ده که اثرش تا مدتها باقی می مونه. من از تنوع فراوان آثار هنری و صنایع دستی مردم این کشور متعجب هستم و اینکه چرا مردم بعضی کشورهای دیگه که تنها یک یا دو اثر هنری منحصربفرد دارن اینقدر به خودشون مغرور می شن! 

http://siahatname.ir/media/pictures/2014/09/1_Ancol .jpg

The Sea World بزرگترین آکواریوم آسیاست که در همین مجموعۀ Ancol قرار داره و می شه انواع ماهی های عجیب و غریب مناطق گرمسیری، کوسه، سفره ماهی و…. رو از نزدیک مشاهده کرد. تونل بزرگی که از داخل آکواریوم عبور می کنه امکان تماشای زندگی واقعی ماهی های بزرگ و کوچک در اعماق اقیانوس رو فراهم می کنه. 

http://siahatname.ir/media/pictures/2014/09/Sea_World%20.jpg

ما حدود سه ساعت در مجموعۀ Ancol بودیم و بعد برای تماشای فیلم سه بعدی A Christmas Carol به مرکز خرید بزرگی به اسم Pura Indah رفتیم.

بالی، جزیرۀ بهشتی

پرواز ما به جزیرۀ بالی با هواپیمایی Lion Air (یکی از خطوط هوایی اندونزی) صورت گرفت. ترمینال پروازهای داخلی فرودگاه سوکارنو – که تفاوت بسیاری با ترمینال پروازهای بین المللی داشت – پر از توریست هایی بود که برای گذروندن تعطیلات عازم بالی بودن.

پرواز با هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ بود که حدود دو ساعت طول کشید و ساعت ۴ عصر در فرودگاه دنپاسار پیاده شدیم. لازم به گفتنه که بین بالی و جاکارتا یک ساعت اختلاف هست. خوشبختانه موقعی که وارد آسمان بالی شدیم شرایط جوی طوری بود که جزیره از دور پیدا شد و تونستیم اون رو از بالا تماشا کنیم.

بالی یکی از جزیره های کشور اندونزی و به گفۀ کارشناسان زیباترین جزیرۀ دنیاست که (بدلیل وجود معبدهای بی شمار) به جزیرۀ خدایان هم معروفه. مرکز بالی شهر Denpasar هست و از شهرهای مهم دیگه اش می شه به Sanur، Kuta و Nusa Dua اشاره کرد.

هتل ما در Nusa Dua (به معنی جزیرۀ دوم) و در خوش آب و هواترین قسمت جزیره واقع بود. Inna Putri Bali یکی از معروفترین هتل های بالی هست که ۳۱۸ اتاق داره به همراه امکانات تفریحی و رفاهی فوق العاده.

شرکت MG Group ما رو به هتل منتقل کرد که برای ورود به بخش Nusa Dua از دو گیت بزرگ (به همراه بازرسی کامل ماشین) عبور کردیم. چند سال پیش گروه القاعده حملۀ تروریستی در این منطقه انجام داده بود و برای همین منظور کنترل کاملی روی عبور و مرور و آدم ها صورت می گرفت.

لابی هتل، راهروها، رستوران ها و استخر و امکاناتش درست شبیه هتل هایی بود که در کانال Luxe دیده بودیم.. حتی بهتر! اتاق ما دو تخت دو نفره داشت، به همراه یک مینی بار کوچیک که بعضی آیتم هاش مجانی و بعضی دیگه پولی بود.

ما حدود ساعت ۶ بطور کامل مستقر شده بودیم و ترجیح دادیم باقی روز رو در هتل بگذرونیم و قسمت های مختلفش رو کشف کنیم. استخر اولین گزینه ای بود که هر دو باهاش موافق بودیم، جالب اینکه اتاق ما بسیار نزدیک به استخر و دریا بود و چند دقیقۀ بعد توی آب بودیم. کنار استخر تابلویی بود که دما رو نمایش می داد: دمای هوا ۳۵ درجه، دمای استخر ۲۵ درجه و دمای آب دریا ۲۳ درجه. 

http://siahatname.ir/media/pictures/2014/09/Putri_Bali_Pool%20.jpg

شام رو در یکی از رستوران های هتل خوردیم و در محوطۀ هتل قدم زدیم و از موسیقی سنتی بالی – که توسط دو نفر در لابی هتل نواخته می شد – لذت بردیم.

ساعت دوازده شب خوابیدیم تا برای گشت فردا آماده باشیم.

ساعت ۸ بیدار شدیم تا صبحانه رو در یکی از پنج رستوران هتل بخوریم. صبحانه در فضایی باز، کنار برکه ای پر از ماهی و گل های نیلوفر، به صورت سلف سرویس سرو می شد شامل انواع غذاهای سرد و گرم: چند مدل نان و پنیر، انواع مربا، تخم مرغ نیمرو و آب پز، املت، برنج سفید به همراه چند نوع غذای گرم محلی بالی (اغلب شامل جوانۀ گندم و سبزیجات)، سوسیس، ژامبون و انواع میوه های اندونزیایی… 

طبق برنامه ساعت ۹ آقای ویرتوت اومد دنبالمون تا ما رو برای گشت یک روزۀ جزیره ببره. از اونجا که در اندونزی ماشین های شاسی بلند بیشتر از ماشین های معمولی دیده می شن، ماشین ما هم یک ون بزرگ بود با راننده.

اولین توقف بازدید از یک مرکز تولید صنایع دستی – شامل نقاشی روی پارچه – بود. جایی که می شد کار ظریف هنرمندان رو از نزدیک تماشا کرد و البته از فروشگاه مجاور هم تولیدات دستی اونها رو خرید.

از قبل – در جاکارتا – شنیده بودیم که یکی از بهترین مراکز خرید صنایع دستی اندونزی در جزیرۀ بالی و نزدیکی شهر Sanur قرار داره. وقتی به اونجا رسیدیم از وسعت مکان و تنوع اجناس موجود در اون تعجب کردیم. انواع کارهای چوبی، فلزی، سنگی، مواد خوراکی، تزئینی، لباس و… با قیمت هایی پایینتر از جاهای دیگه در این مرکز وجود داشت. به محض ورود ما، یکی از فروشندگان با ما همراه شد و دربارۀ اجناس توضیح می داد. چون همه چیز اتیکت قیمت داشت، خیالمون از این بابت راحت بود و وجود این فروشنده – که مطمئناً پورسانت هم می گرفت – نه تنها باعث اذیت نبود (چیزی که در تایلند به شدت آزاردهنده اس)، بلکه راهنمایی های بسیار مفیدی هم می کرد و مثلاً دربارۀ نحوۀ کارکرد یا مادۀ بکار رفته در شیئی توضیح می داد که خود ما به هیچ عنوان متوجه اش نمی شدیم.

بعد از یک ساعت، حدود ساعت ۱۲ به آتشفشان بالی رسیدیم. آتشفشانی که هنوز فعال هست و از گدازه هاش در ساخت و ساز استفاده می شه. ناهار رو در رستورانی بسیار زیبا – با دیواره هایی شیشه ای رو به آتشفشان و دریاچۀ مجاورش – خوردیم که به صورت سلف سرویس بود با انواع غذاهای محلی بالی.

برنامۀ بعدی بازدید از باغ قهوه و کاکائو بود. باغی کوچک با انواع درختان و گیاهان محلی اندونزی. درخت کاکائو، قهوه، موز، نارگیل، دارچین، زعفران و… در این باغ وجود داشت و می شد از نزدیک طرز تهیۀ قهوه از درخت قهوه رو تماشا کرد. بعد از بازدید، از ما با چهار فنجان کوچک پذیرایی کردن: قهوه، هات چاکلت، نسکافه و چای دارچین. این پذیرایی مجانی بود اما بعد از چشیدن طعم اونها، ترغیب به خرید یک بسته هات چاکلت شدیم که مزه اش فوق العاده بود. 

http://siahatname.ir/media/pictures/2014/09/DSCN0167%20.JPG

از جاذبه های توریستی بالی، معابد بودایی و هندوهاست. معبدهایی بزرگ، تمیز و پر از گل و گیاه با عطر عود در فضا. سکوت و آرامش حاکم بر این معابد آدم رو از دنیا و هیاهوش جدا می کنه و به دنیای دیگه ای می بره. معبدی که ما واردش شدیم، یکی از زیباترین معابدی بود که تابحال دیده ام. ابتدا از پله های متعدد عبور کردیم و از کنار حیوانات مقدس (مثل آهو) گذشتیم… سپس وارد حیاط شدیم که پر بود از گل های زرد و قرمز مخملی… فضاهای متعدد برای مراقبه و نیایش تعبیه شده بود که در کنار برکه های آب (پر از ماهی های بزرگ قرمز) و گل های نیلوفر آبی شناور، فضایی رویایی و آرامش بخش بوجود میاورد. دقیقاً نمی دونم چه مدت داخل این معبد بودیم، اما وقتی بیرون اومدیم راهنما بهمون گفت که وقت برگشتن به هتله!  

http://siahatname.ir/media/pictures/2014/09/1_Temple .jpg 

در مسیر برگشت از چند شهر کوچک سرراهی گذشتیم که پر از صنایع دستی مختلف بودن. دو جا توقف کردیم، در یک مرکز کار روی چوب – که مجسمه های کوچک و بزرگی رو از تنه و ریشۀ درختان درمیاورد – و یک مرکز نقاشی که آثار هنری مختلفی روی بوم خلق می کردن (البته با قیمت های خیلی بالا).

ساعت ۶ رسیدیم هتل و از اونجا که از راهنما و راننده خیلی راضی بودیم و قصد داشتیم فردا از قسمت های دیگۀ جزیره (شامل جزیرۀ لاک پشت ها، جنگل میمون ها، یک معبد و معروفترین جاذبۀ توریستی بالی یعنی Tanah Lot) بازدید کنیم، باهاشون طی کردیم که برای یک روز دیگه همین ماشین، راننده و راهنما در اختیارمون باشن و تمام ورودی ها هم بر عهدۀ اونها باشه (کلاً ۸۰ دلار).

به محض ورود به اتاق، مایو پوشیدیم و به سمت استخر رفتیم…

کنار استخر تابلویی نصب شده بود برای تبلیغ برنامۀ رقص سنتی بالی به همراه شام و دسر کنار استخر هتل. بعد از مشورت تصمیم گرفتیم برای این برنامه ثبت نام کنیم و در ازای نفری ۱۷ دلار از ساعت ۷ تا ۱۱ شب رو کنار استخر گذروندیم. تنوع شام و دسر فوق العاده بود و تماشای رقص سنتی بالی – که در هر پرده داستانی رو روایت می کردن – واقعاً دیدنی بود. بعد از شام رفتیم کنار دریا و تا ۱۲ اونجا بودیم.  

برای گشت دوم جزیره با ماشین و راهنما هماهنگ کرده بودیم که درست سر ساعت ۹:۳۰ جلوی هتل منتظرمان بودند.

Nusa Dua قرار دارد و برای رسیدن به آن باید از قایق های کف شیشه ای استفاده کرد. به ازای نفری ۳۰ دلار سوار قایق ها شدیم و به سمت جزیره حرکت کردیم. کاپیتان (اسمی که خودشان به قایقران می گفتند!) وسط راه موتور را خاموش کرد و گفت برای ماهی ها از نانی که قبل از حرکت بهمان داده بودند بیندازیم. ظرف چند ثانیه دور قایق پر از ماهی های رنگارنگ آب های گرم اقیانوسی شد که می شد از کف شیشه ای آن به خوبی تماشایشان کرد.

بعد از چند دقیقه موتور را روشن کرد و به سمت جزیره راه افتاد و حدود ۱۵ دقیقه بعد به جزیرۀ لاک پشت ها رسیدیم. در این جزیرۀ کوچک انواع جانواران نگهداری می شوند. اولین قسمت مربوط به لاک پشت هاست که از یک هفته ای تا ۵۰ ساله را در در قفس هایی دریایی و حوضچه های بزرگ نگهداری می کردند. راهنمای جزیره (که اختصاصاً برای ما دو نفر توضیح می داد و در عکس هم حضور دارد) اصرار داشت که حیوانات را در دست بگیریم و با دوربین خودمان از ما عکس بگیرد! یک مار بزرگ، ایگوانا، روباه پرنده (موجودی ترسناک که چیزی بین روباه و خفاش بود)، توکان (همان پرندۀ خوش رنگ و بدصدای کارتون سرنتی پیتی، چند نوع جغد، عقاب و… از دیگر حیوانات موجود در جزیره بودند که می شد با تک تک آنها عکس گرفت. (وقتی توکان روی دستم نشست توجه اش به ساعت مچی من جلب شده بود و می خواست به آن تک بزند! برای همین در عکس من سر پرنده به سمت ساعتم چرخیده!) 

معبد The Beautiful Garden توقف بعدی ما بود. معبد بسیار بزرگ و زیبایی که ۵۰۰ سال پیش توسط یکی از پادشاهان ساخته شده. Prangهای بلند مطبق – با تعداد طبقات فرد از ۳ تا ۱۱ طبقه – در صحن معبد پراکنده بود و فضای اصلی را هم با حصار جدا کرده بودند. فضایی بسیار آرامش بخش و دیدنی. 

http://siahatname.ir/media/pictures/2014/09/Temple_2%20.jpg

 

پس از آن به سمت جنگل میمون ها رفتیم. در این جنگل ۵۰۰ میمون در فضای باز زندگی می کنند و همه جا آزادانه راه می روند. از محوطۀ پارکینگ گرفته تا داخل فروشگاه های محوطه و بالای درختان). تماشای میمون ها – که حرکاتی درست شبیه انسان ها دارند – از فاصلۀ نزدیک بسیار دیدنی است. بعضی از میمون ها بچه های کوچکشان را بغل کرده بودند و سرشان را نوازش می کردند. میمون دیگری آن گوشه خوابیده بود و دوستش با دمش بازی می کرد! با اینکه میمون ها بی آزار هستند اما مدام توصیه می کردند که عینک، کلاه و حتی کوله پشتی تان را داخل ماشین بگذارید تا میمون ها آنها را ازتان کش نروند! می گفتند که شده میمون ها کوله پشتی توریست ها را باز کرده و از داخلش خوراکی برداشته اند! 

http://siahatname.ir/media/pictures/2014/09/Monkey%20.jpg

یکی از معروفترین سایت های توریستی بالی Tanah Lot است که درواقع معبدی است روی یک جزیرۀ بسیار کوچک (Tanah به معنی آب و Lot به معنی خشکی است). فاصلۀ جزیره از خشکی در حد ۲۰ قدم است که در زمان جزر (پایین بودن آب) می توان با پای پیاده به آن رسید. دو روحانی بودایی در ورودی معبد ایستاده بودند و توریست ها را تطهیر می کردند. ابتدا باید از آب مقدس چند جرعه می خوردیم، بعد چیزی می خواندند و آب را دور سرمان می چرخاندند و شخص دوم چند دانه برنج روی پیشانی مان می چسباند. در محوطۀ بیرون معبد تعداد بسیار زیادی فروشگاه قرار داشت که همه چیز می فروختند با قیمت هایی مناسب.

تا اینجا، ساعت چهار شده بود و از آنجا که طبق توافق قرار بود ما را در شهر Kuta و نزدیک یک مرکز خرید بزرگ پیاده کنند، به سمت آن راه افتادیم. حدود ساعت ۵ به مرکز خرید Matahari در Kuta رسیدیم. خداحافظی کردیم و از آنجا که به شدت گرسنه بودیم (هنوز ناهار نخورده بودیم!)، اولین مک دونالدی که دیدیم واردش شدیم.

بعد از ناهار و کمی استراحت، در خیابان های زیبای کوتا قدم زدیم، وارد مغازه های مختلف شدیم و نهایتاً داخل ماتاهاری رفتیم که یک فروشگاهی است عظیم با انواع و اقسام اجناس و قیمت هایی بسیار مناسب.

حدود ۱۱ شب در رستوران KFC همان خیابان شام خوردیم و با تاکسی به هتل برگشتیم. قصد داشتیم فردا از صبح دوباره به Kuta برویم، اینبار برای رفتن به پارک آبی بزرگ جزیرۀ بالی به اسم Waterboom

یکی از جاهایی که قبل از سفر به بالی درباره اش اطلاعات بدست آورده بودم پارک آبی معروفش بود در Kuta.

بعد از صبحانه، حدود ساعت نه و نیم صبح، یه تاکسی گرفتیم که ما رو مستقیم از هتل ببره تا Waterbom (واقع در شهر Kuta). این پارک آبی مجموعه ای بسیار بزرگ از استخر و انواع تفریحات مربوطه اس که در فضایی بسیار زیبا و دلپذیر ساخته شده. 

 

در این مجموعه استخرهای بزرگ و کوچیک، چندین نوع سرسرۀ آبی، Lazy River، استخر و بازی های مخصوص بچه ها، زمین بازی (پینگ پونگ، فوتبال دستی) و رستوران های مختلف در Waterbom وجود داره که می شه ازشون استفاده کرد.

http://siahatname.ir/media/pictures/2014/09/waterbom-park-bali%20.jpg

استخر از ۹ صبح تا ۸ شب بازه و بلیت ورودی برای هر نفر آدم بزرگ برای یک روز ۲۳ دلاره. البته اگه کسی در Kuta ساکن باشه می تونه بلیت دو یا سه روزه بخره که قیمت کمی پایینتر میاد. بعد از خرید بلیت یک اکانت برای ما باز شد و از اونجا که بردن پول به محوطه ممنوع هست، لازمه برای خرید خوراکی یا استفاده از بازی ها مقداری پول به شکل سپرده در حسابمون قرار بدیم.

قیمت کرایۀ کمد قفل دار (به پول ما) ۲۵۰۰ تومن و حولۀ بزرگ هم ۲۰۰۰ تومن هست که البته مبلغی هم بعنوان گرو از حساب کم می شه و موقع پس دادن کمد و حوله به حساب برمی گرده. قیمت خوراکی (غذا و انواع نوشیدنی های مجاز و غیرمجاز!) در این مجموعه فرق چندانی با بیرون نداره و در کل قیمت خوراکی ها مناسب هست.

برای استفاده از سرسره های آبی، استخر و Lazy River هیچ مبلغی دریافت نمی شه و تیوپ (برای استفاده در سرسره های آبی) به وفور در محوطه موجوده. فقط باید دقت کرد که برای استفاده از سرسره، تیوپ همرنگ خودش رو برداشت. مثلاً کسی که می خواد از سرسرۀ سبز رنگ پایین بیاد باید تیوپ سبز برداره… ما این رو نمی دونستیم و همون اول سوار یه چیزی شدیم که تا دم سکته پیش رفتیم!

ناهار رو در رستوران زیبای کنار استخر خوردیم و بعد از ناهار روی تخت های راحتی که اونجا بود استراحت کردیم.

تفریحات این مجموعه انقدر زیاده که می شه یک روز کامل رو در اون گذروند. ما تا ساعت ۶ عصر اونجا بودیم و بعد برای گردش در Kuta از Waterbom خارج شدیم.

بعد از مدتی گردش شام رو در Pizza Hut روبروی همین مجموعه خوردیم و با یه تاکسی به هتل برگشتیم.

 

 

نویسنده: حسام دهقانی

منبع: سفرنامه حسام

درج تبلیغات در سایت

۸ نظر

  1. تشکر
    برای اولین سفر شما تایلند را پیشنهاد میکنید یا اندونزی؟
    بسیار ممنون میشم اگر میل بزنید
    تشکر

    • باسلام وتشكر از سفرنامه خوبتون مي شه بگين از نظر تفريحي و هيجاني بودن تورها پوكت بهتره يا بالي؟ وهزينه هاي چطوريه ؟ ممنون

      • سلام با تجربه سفر به بالی به نظرم هزینه و وقتی که در این سفرگذاشتم کاملا بیهوده بود سواحل ترکیه و قبرس یا دبی خیلی بهتر است هم نزدیک ایران هم هزینه کمتر

  2. سلام
    خیلی ممنون از این که این اطلاعات خوب رو دادید.
    خواستم اگه براتون امکان داره از تون بپرسم که کل هزینه هایی که تو بالی کردید بدون پول هتل و بلیط چقدر بوده .آخه من هقته دیگه دارم میرم اونجا

  3. دوستان عزیز من بهمراه دوستم در تاریخ 1/8/1391 وارد فرودگاه جاکارتا شدیم(برای رفتن به بالی برای 15 روز) .حدودا 2 ساعت پلیس مهاجرت از ما سوال میکرد و سین جین ولی خوشبختانه تو پاسپورت ما 5-6 ویزای چین -تایلند -گرجستان و.. خورده بود و تمام مدارکمون هم درست بود از جمله واچر هتل که اگه کسی نداشته باشه از فرودگاه جاکارتا مستقیم دیپورت میکنند ایرانی ها را در غیر اینصورت باید از 200 دلار به بالا به ازای هر نفر باج بدید به پلیس فرودگاه جاکارتا. خیلی دقت کنید به داشتن مدارک کامل و به انگلیسی مسلط باشید حتی افسر اصلی از من کارت ویزیت مربوط به کارمو خواست که من کارت ویزیتم که به زبان انگلیسی هم بود بهمراه داشتم و ارائه دادم در ضمن خیلی هم با برخورد بد و زننده بازجویی میکنند که شما باید بدون استرس و با لبخند جواب بدید و عصبانی نشید از رفتارشون.

    • حرف هادی جان کاملا درسته. خانم آفیسری که مسئول صدور ویزا بود وقتی دید پاسپورت مال ایرانه همچین قیافه گرفت و بد برخورد کرد که می خواشتم یزنم لهش کنم.
      پاسپورت ها رو برد داد یه اطاق دیگه و بعد 15 دقیقه آفیسرشون اومد دلیل سفر رو پرسید، ووچر هیل و بلیط های برگشتمون رو چک کرد. پاسپورتمون که ورود و خروج کشور های دیگه داشت رو دید و ویزا صادر کردند. دلیلش رو پرسیدسم گفت چون ایرانی ها میان اینجا و قاچاقی میرن استرالیا، این موضوع براشون دردسرساز شده.

  4. سلام دوستان راستش من سال 87 رفتم اندونزی دو ماه اونجا بودم میخواستم برم لاسترالیا به خراب بودن هوا دیگه نشد اندونزی کشوری خوبیه ولی ایرانیارو به یه چشم دیگه ای میبینن راستی قبل از ورود ازمون باج بردن وبه یه دلیل دیگه چون زنان ایرانی مواد با خودشون میارن

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

17 − 15 =