چهارشنبه , ۲۲ آذر ۱۳۹۶
خانه » سفرنامه های خارجی » ویتنام(خلیج هالونگ) – ۲۰۱۱

ویتنام(خلیج هالونگ) – ۲۰۱۱

خلیج هالونگ (Ha Long Bay) در شمال شرقی هانوی واقع شده و به دلیل داشتن بیش از ۱۹۰۰ جزیره آهکی که در طول ۵۰۰ میلیون سال و تحت تاثیر شرایط مختلف به وجود آمده اند، شهرت جهانی دارد. خلیج هالونگ در میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده و در سال ۲۰۰۹ به عنوان دومین مکان از عجایب هفت گانه طبیعی انتخاب گردیده است.

خلیج هالونگ حدود ۱۷۰ کیلومتر از هانوی فاصله دارد و رسیدن به آن ۴-۳ ساعت زمان می برد. با توجه به هزینه رفت و آمد به هالونگ، استفاده از تور مزایای بسیار زیادی دارد. به خصوص که فقط ۵ ماه از سال فصل پر گردشگر خلیج به حساب می آید و در باقی سال اگر شرایط آب و هوا اجازه برگزاری تور را بدهد، تخفیف های خوبی برای گردشگران در نظر می گیرند. در زمان سفر ما (اسفند ماه) هالونگ غرق در مه و خیال انگیز است… اما اگر بخواهید درخشش رنگ سبز آب را زیر تابش نور خورشید مشاهده کنید باید برای ماه های مارس تا ژوئن یا اکتبر و نوامبر برنامه سفر بریزید.

قیمت تور روزانه هالونگ در فصل پر گردشگر، حدود ۳۵ دلار است اما به دلیل زمان مسافرت ما، با ۱۰ دلار تخفیف برای هر نفر، ۲۵ دلار تمام شد. پیش تر گفتم که خدمات هتل در ویتنام بیشتر از کشورهای دیگر است. ساعت صبحانه از ۷:۳۰ آغاز می شد اما با هماهنگی قبلی صبحانه ما را ساعت ۶:۳۰ سرو کردند. ساعت ۷ مینی بوس تور جلوی درب هتل سوارمان کرد. اولین توقف در یک مجتمع رفاهی بود.

لباس های سنتی ویتنام در معرض نمایش و فروش قرار گرفته اند.

گلدوزی روی پارچه، از دیگر هنرهای سنتی ویتنام است. اینها را که دیدم به فکرم رسید ای کاش در مجتمع های رفاهی ما هم چنین چیزی به چشم می آمد… خیلی پیش می آید دوچرخه سوارانی که به ایران سفر می کنند، به دلیل محدودیت وقت از تهران رهسپار شرق شده و از مرز خارج می شوند. چه خوب است اگر بتوانیم صنایع دستی ایرانی را جایی نشانشان بدهیم.

رسیدیم به خلیج هالونگ… ها لونگ یعنی نزول اژدها… فِری سمت راست برای تور ما در نظر گرفته شده بود. راهنمایمان گفت که هوا ابری است اما پیش بینی هواشناسی می گوید بعد از ۲ ساعت آفتابی خواهد شد. (پیش بینی هواشناسی فوق العاده دقیق بود!) یک نکته جالب در رفتار تور لیدرهای ویتنامی دیده می شود؛ هر نکته را ۳ یا ۴ بار تکرار می کنند و آن قدر این قضیه تکرار می شود که گاهی شنیدن حرفهایشان کسل کننده است.

طبقه اول فِری

توریست ها بیشتر اوراسیایی بودند و از هر رنج سنی نماینده داشتند. از میان جمع، با یک پسر ۲۲ ساله ژاپنی ارتباط گرفتیم و تا آخر وقت هم کلام شدیم. نامش سخت بود و در خاطرم نمانده… اما پسر فوق العاده ای بود و در منطقه هندوچین سفر می کرد.

در طول مسیر و جایی نزدیک دهکده ماهیگیری، ناهار خوردیم. برنج به عنوان غذای اصلی با مرغ، ماهی، و تخم مرغ و یک غذای دریایی همراه بود. سر میز جز چاپ استیک چیز دیگری نبود… هیچ کداممان استفاده از آن را بلد نبودیم و با یک تلاش بی فایده متوجه شدیم تا شب هم غذایمان را تمام نمی کنیم. در نهایت از خدمه درخواست قاشق کردیم. این داستان باعث تفریح و خنده شد و دوست ژاپنی مان که فکر می کرد اعتماد به نفس ما از دست رفته، برای اینکه تسلی خاطری باشد گفت اگر تلاش کنید خیلی زود یاد می گیرید؛ ما هم در بچگی چنین مرحله ای را رد می کنیم تا یاد بگیریم چطور برنج را با چوب بلند کنیم و خاطره آموزش خودش را چنان با آب و تاب تعریف کرد که هنوز وقتی یادم می افتد لبخند به لبم می نشیند.

بعد از غذا روی عرشه رفتیم و غرق در مه و اوهام مناظر طبیعی شدیم.

تعداد زیادی قایق میوه فروش در خلیج تردد می کنند و به کشتی ها می چسبند و میوه می فروشند.

این خانم از لب عرشه بالا آمد و صاف سر میز ما ظاهر شد.

Fishing Village

در فضای آبهای این دهکده آبی، توری کشیده اند و ماهی پرورش می دهند. کشتی ها برای کایاک سواری و شنا یک ساعت اینجا توقف می کنند.

عاشق شرافت، غیرت و نگاه مهربان این دختر شدم… نشستیم کنارش؛ آناناس خریدیم و در حین خوردن، طریقه درست پوست کندن آناناس را هم یاد گرفتیم.

تمام سرمایه کارشان همین است؛ و قناعت چه کلمه خوش آهنگیست…

تعدادی از هم گروهی هایمان برای کایاک سواری ثبت نام کرده بودند.

چه جای با صفایی زندگی می کرد.

Kissing Rocks یا Chicken Rocks نماد خلیج هالونگ محسوب می شوند.

از دور چنین به نظر می رسد که صخره ها در حال بوسیدن یکدیگرند؛ از نزدیک شبیه مرغ به نظر می رسند

یک خانواده اروپایی با کشتی دربست! تعداد زیادی از گردشگران شب را در خلیج هالونگ به سر می برند.

برای بازدید از یک غار، وارد جزیره شدیم. کمی معطل کردم تا از پل زیبای مسیر عکس بگیرم؛ رضا هم از آن طرف مرا شکار کرد.

منظره خلیج از ورودی غار فوق العاده بود. چقدر دلم آفتاب این منظره را می خواست…

غار تی یِن کونگ، از زیباترین غارهای منطقه محسوب می شود و نورپردازی خیال انگیزی دارد. زمان زیادی از بازدید غار کتله خور زنجان نگذشته بود که در سفر ویتنام به این غار پا نهادیم… یک دهم زیبایی غار کتله خور را ندارد و با این وجود چنان خوش آب و رنگ است که اگر از نیروی خیال کمک بگیرید، نقش های رویایی در چشمتان خواهد نشست… ویتنامی ها خوب می دانند برای صنعت گردشگری کجا و چگونه سرمایه گذاری کنند.

افسانه های محلی می گویند: شاهزاده اژدها، با یک نظر عاشق شاهزاده خانم جوان و زیبایی به نام مای (ابر) شد. نامزد شدند و برای ازدواج در مرکز این غار هفت شبانه روز جشن گرفتند. به افتخار این وصلت، چندین اژدهای کوچک پرواز کردند و فیلها با خوشحالی رقصیدند و مارها به دور درختان حلقه زدند و یالهای دو شیر سنگی در باد به رقص در آمد… یک فیل عظیم الجثه که هوشمندانه لباس به تن کرده بود، به انتظار عروس و داماد ایستاد و ستاره های شمال و جنوب به ضیافت آمدند. تمام این صحنه ها را می توان روی فسیل ها پیدا و تجسم کرد…

به این منظره جادویی بنگرید: یک سر سوزن خلاقیت به کار گرفته اند تا با نورپردازی درست، ماهی های قرمز را در یک آکواریوم بسیار زیبا به تصویر بکشند…

در قسمت انتهایی غار ۳ برکه آب زلال وجود دارد. افسانه ها می گویند، شاهزاده مای با شادی و هوشمندی ۱۰۰ فرزندش را در برکه ها می شسته و بزرگ می کرده است. غار ۲ خروجی دارد. یکی از راه ها متعلق به مای بوده که با ۵۰ بچه برای برداشت محصول زمین های جدید می رفته اند؛ ۵۰ بچه دیگر به همراه پدر، سرزمین مادری را احیا می کرده اند.

 

دهانه خروجی غار در ارتفاع بالاتری قرار داشت.

از غار خارج شدیم و به فِری بازگشتیم. بالاخره آفتاب رنگ پریده ای درآمد و ما در سکوت عرشه، از مناظر زیبای اطراف بهره بردیم.

برداشت آزاد از تصویر بالا، حسن ختام گزارش امروز است…

نویسنده: فرشته

درج تبلیغات در سایت

۲ نظر

  1. خیلی عالی بود تصمیم دارم ماه اینده به چین ویتنام کامبوج بروم لطفا مرا راهنمایی کنید
    همیشه به این سفر ها میروید
    خیلی استفاده کردم
    لطفا با من در تماس باشید

  2. سرکار خانم درخشش با سلام، از زحمت زیاد شما در ایجاد این سایت و انتقال اطلاعات بسیار مفید و خوندنی به ما تشکر میکنم. ایشالا همیشه به گردش.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

پنج × 4 =