پنج شنبه , ۱ آبان ۱۳۹۳
خانه » سفرنامه های خارجی » ترکیه » ترکیه(استانبول، آنتالیا)-۲۰۱۰

ترکیه(استانبول، آنتالیا)-۲۰۱۰

پیش از سفر – آگوست ۲۰۱۰

از مدتها پیش تصمیم داشتیم به مناسبت سالگرد ازدواجمون یه مسافرت خارجی بریم. بعد از کمی بررسی به سه انتخاب رسیدیم: چین، بلغارستان و ترکیه. از اونجا که مرداد ماه فصل مناسبی برای سفر به چین نبود، انتخاب هامون به دو تا رسید. دربارۀ بلغارستان تحقیق کردیم و متوجه شدیم اغلب تورها در منطقۀ شن های طلایی (Golden Sands) شهر وارنا برنامه دارن که شامل هتل ها و رستوران های مختلفه. چیز زیادی برای دیدن وجود نداره و تنها برای استراحت مناسبه.

چون دلمون می خواست جایی بریم که هم سایت های دیدنی (مثل موزه و معبد و کاخ) داشته باشه و هم امکان استراحت و تفریح فراهم باشه، ترکیه رو انتخاب کردیم: استانبول و آنتالیا.

من هیچوقت از ترک ها خوشم نمیومد و نسبت بهشون نظر مثبتی نداشتم. البته پدرم که به اروپای شرقی مسافرت کرده و کشورهای زیادی رو دیده، همیشه از ترکیه تعریف می کرد و از جاهای دیدنیش حرف می زد. اما وقتی خودم رفتم و از نزدیک دیدم، تازه متوجه حرف هاش شدم!

وقتی رفتیم سراغ آژانس های مسافرتی، متوجه شدیم اغلب تورها به این شکل هستن: چهار شب آنتالیا، سه شب استانبول. با تحقیقاتی که انجام داده بودیم و اطلاعاتی که داشتیم می دونستیم که سه شب برای استانبول واقعاً کمه. در ضمن دلمون می خواست اول استانبول باشیم و بعد آنتالیا. یعنی اول گردش، بازدید از موزه ها، پیاده روی های طولانی و بعد از اون استراحت در آنتالیا.

از اونجا که مدتیه دولت محترم تمام پروازهای مستقیم به آنتالیا رو لغو کردن، مسافرین مجبورن به یکی از شهرهای مجاور (مثل Isparta یا Kemer) برن و از اونجا با اتوبوس (حدود یک ساعت) به آنتالیا. اما چون ما اول به استانبول می رفتیم، برنامۀ پروازی ما به این شکل شد:

تهران به استانبول: با هواپیمایی تابان (بوئینگ MD – کوچیک اما راحت، با پروازهای منظم و خلبان خوب)
استانبول به آنتالیا: با خط هوایی Onur Air (که توش اگه آب هم بخوای باید پول بدی!)

برگشت از آنتالیا به استانبول: با خط هوایی AtlasJet (خیلی تمیز، راحت و با پذیرایی خوب)
برگشت از استانبول به تهران: دوباره با تابان

در آنتالیا نگران وقت نبودیم، چون قرار بود بیشتر در هتل باشیم (Club Falcon) و فقط می خواستیم یک روز به پارک آبی AquaPark بریم که خیلی نزدیک هتل بود (بیست دقیقه پیاده).

اما چون در استانبول کارهای زیادی بود که می خواستیم انجام بدیم، فهرستی از جاهای دیدنی تهیه کردم و با کمک پدرم از روی نقشه طوری برنامه ریزی کردیم که بتونیم ظرف چهار روز بیشترین استفاده رو ببریم.

۲۰ مرداد، ۱۱ آگوست، ساعت ۱۱:۲۰صبح هواپیما از فرودگاه امام به سمت استانبول پرواز کرد.

ورود به استانبول، تور ایرانی، میدان تقسیم – ۱۱ آگوست ۲۰۱۰

مدت پرواز از تهران تا استانبول حدود ۲ ساعت و نیم هست و اختلاف زمانی هم یک ساعت و نیم.

فرودگاه آتاتورک استانبول از بزرگترین فرودگاه هاییه که تابحال دیده ام. وقتی از هواپیما پیاده شدیم گرمای شهر با صورتمون برخورد کرد و متوجه شدم مردم استانبول تابستان داغی رو پشت سر می ذارن.

یکی از کوچه های فرعی با شیب تند (به ماشین جلوی کادر و عمق قاب توجه کنین!)

قرار بود در فرودگاه با تابلوی Sea Travel دنبال ما بیان. بعد از گرفتن چمدون و خروج از محوطه، تابلو رو دیدیم. یه خانوم ایرانی از ما خواست تا منتظر بشینیم تا شخصی به اسم مازیار ما رو به هتل ببره. بعد از رسیدن دو خانوادۀ دیگه، ما رو سوار ون کردن و به سمت شهر راه افتادیم.

در حالیکه از پنجره شهر رو تماشا می کردیم، لیدر شروع کرد به دادن توضیحاتی دربارۀ ترکیه و استانبول. بعد از حدود ۵ دقیقه صحبت (دربارۀ جمعیت و زبان و… که تمامش رو از قبل از روی اینترنت درآورده بودم)، برگه هایی به ما داد شامل برنامه های Optional تور که شامل یک سری برنامۀ روزانه بود به همراه مبلغ هر تور به دلار که اغلبشون حدود ۶۵ دلار/نفر بودن.

ظرف نیم ساعت بعد لیدر فقط دربارۀ تورها و اینکه حتماً همین الان پول بدین و ثبت نام کنین صبحت کرد و می خواست به هر ترتیب که شده مسافرین تازه رسیده رو ترغیب کنه به انتخاب چند تا از تورها. تورهایی که وقتی حساب کردم دیدم خود ما می تونیم هر کدوم رو با قیمت هایی خیلی خیلی پایینتر از قیمت تور انجام بدیم.

مثلاً توری که ۶۵ دلار برای هر نفر قیمت داشت رو ما تونستیم با تنها ۱۵ دلار (دقیقاً هم مثل همون برنامه) پیاده کنیم! یعنی آژانس Sea Travel چیزی در حد ۵۰ دلار به ازای هر نفر سود برای خودش برمی داشت!

در پست های بعدی حتماً تمام توضیحات لازم برای رفتن به جاهای مختلف شهر و بازدید از اماکن تاریخی و تفریحی استانبول رو خواهم نوشت تا اگه مایل نبودین پول اضافی به این آژانس ها بدین و با دونستن کمی زبان انگلیسی بتونین خودتون به بهترین شکل ممکن از وقتتون استفاده کنین و در پولتون به طرز چشمگیری صرفه جویی!

هتل ما در استانبول Mim Hotel نام داست. هتلی چهار ستاره با اتاق هایی تمیز، لابی شیک و رستوران خیلی خوب (برای صبحانه) در منطقۀ Nishintashi که با میدون تقسیم فاصلۀ کمی داشت.

بعد از تحویل گرفتن اتاق و یه خستگی در کردن کوتاه، حدود ساعت پنج و نیم عصر از هتل بیرون رفتیم تا ضمن پیاده روی در خیابون های اطراف، منطقه رو کشف کنیم. هدفمون این بود که پیاده تا میدون Taksim (تقسیم) بریم و شب اول رو اونجا بگذرونیم.

از اونجا که شهر استانبول روی تعداد زیادی تپه بنا شده، اغلب خیابون ها شیب هایی با درجه های متفاوت به سمت بالا یا پایین دارن. شیب بعضی از خیابون ها انقدر تند بود که تعجب می کردیم چطور ماشین ها جرات می کنن کنارشون پارک کنن. بعضی جاها، درست وسط یک شیب تند چراغ قرمزی هم بود که ماشین ها ناچار بودن پشتش توقف کنن. اگه کسی بخواد در استانبول رانندگی کنه حتماً باید نیم کلاج رو خیلی خوب بلد باشه!

 

ما بعد از حدود نیم ساعت پیاده روی آروم و تماشای مغازه های اطراف هتل، به نزدیکی میدون تقسیم رسیدیم. البته چون چند بار برای دیدن پارک های جالبی که سر راهمون بود از مسیر منحرف شدیم یک پل بزرگ بین ما و میدون تقسیم فاصله افتاده بود که به همین دلیل با یک تاکسی در کمتر از دو سه دقیقه به میدون رسیدیم.

میدون Taksim چیزیه شبیه Kao San Road شهر بانکوک. خیابونی عریض و طویل، پر از فروشگاه، پر از کافه و رستوران و بدون اتوموبیل. تنها یک تراموای قدیمی هر چند دقیقه یکبار از وسط خیابون رد می شه و مردم رو جابجا می کنه. این خیابون شاید بهشت خانوم ها باشه برای خرید! انواع فروشگاه های لباس با جنس های عالی و قیمت خوب در این خیابون پیدا می شه. فروشگاه هایی بزرگ و چند طبقه که دیدن هر کدومش چند ساعت وقت می طلبه.

بهترین کار اینه که همون اول خانوم ها رو در این خیابون رها کرد و چند ساعت بعد در جای خاصی قرار گذاشت و آقایون می تونن در این مدت توی کافه های کنار خیابون روی صندلی، تخت یا مبل بشینن، هر نوع نوشیدنی خنک یا گرم که دوست دارن سفارش بدن، تخته بازی کنن، قلیون بکشن و خلاصه وقت تلف کنن تا خانوم ها کارشون تموم بشه!

قیمت قلیون بین ۱۰ تا ۱۵ لیر (هر لیر ۷۰۰ تومن) بود، چایی ۲ تا ۴ لیر و آبجو هم هر قوطی ۷ تا ۱۰ لیر.ما شب اول تا ساعت ۱۱ و نیم شب رو در این میدون گذروندیم. شام Mc Donnald خوردیم و با تاکسی به هتل برگشتیم. (ترجیحاً باید قبل از ساعت ۱۲ به هتل برگشت، چون قیمت تاکسی ها بعد از ۱۲ شب دیگه تابع حساب و کتابی نیست و ممکنه چندین برابر معمول پول بخوان).

دوازده شب خوابیدیم تا برای برنامۀ فردا – که خیلی هم شلوغ بود – آماده باشیم.

سایت های تاریخی + بازار بزرگ + آکسارا – ۱۲ آگوست ۲۰۱۰

طبق برنامه ریزی که قبل از سفر انجام داده بودیم، پنجشنبه باید می رفتیم سمت منطقۀ قدیمی استانبول (قسطنطنیه) تا از چند سایت تاریخی بازدید کنیم. ساعت ۸ صبح صبحانه خوردیم و ۹ راه افتادیم.

مسجد سلطان احمدمسجد ایاصوفیا، مسجد سلطان احمد، موزۀ Topkapi و Grand Bazaar همگی در قسمت جنوب غربی شهر، کنار دماغۀ Golden Horn و در فاصله های نزدیک به هم قرار دارن که می شه در یک روز از تمامشون دیدن کرد.

برای رفتن به این قسمت از شهر می شه از خط تراموا استفاده کرد و در ایستگاه سلطان احمد پیاده شد.

مسجد سلطان احمد (تنها مسجد جهان که ۶ مناره داره) به مسجد آبی (Blue Mosque) هم معروفه. ورود به مسجد رایگان هست، اما باید کفش ها رو درآورد و به خانوم ها حوله هایی می دن که دور کمر ببندن و روی دوش بندازن. دربارۀ تاریخچۀ مسجد توضیحات زیادی در سایت های مختلف وجود داره که از نوشتن دوباره شون اینجا پرهیز می کنم. درآمد روزانۀ این مسجد از طریق صندوقی که جلوی درب خروج گذاشته شده تا هر کس بنا به دلخواه پولی داخلش بندازه روزانه بین ۶۰ تا ۶۰۰ هزار دلاره! به دلیل اینکه ورود به مسجد از طریق در کوچکی صورت می گیره، صف هایی نسبتاً طولانی در محوطه تشکیل می شه که البته سریع هم حرکت می کنه.

فضای داخل مسجد ایاصوفیامسجد ایاصوفیا درست مقابل مسجد سلطان احمد قرار داره و با ۵ دقیقه پیاده روی می شه بهش رسید. بعد از خرید بلیت ورودی ۲۰ لیری، وارد محوطه می شیم و بعد هم ساختمان مسجد که پیش از این بعنوان کلیسا استفاده می شده. ایاصوفیا در زمان کنستانتین بزرگ ساخته و بعد از ورود اسلام به مسجد تبدیل شده. داخل مسجد انقدر بزرگه که به محض ورود توجه همه رو به خودش جلب می کنه. از پله هایی که در گوشۀ سالن قرار داره می شه به طبقۀ بالا رفت. سنگ بزرگی کنار در خروج قرار داره که آرزوها رو برآورده می کنه!

بعد از خروج از ایاصوفیا در کافه ای بزرگ که صندلی هایش را در پیاده رو چیده بود نشستیم تا علاوه بر رفع خستگی، نوشیدنی خنکی هم بخوریم. اگر در فصل تابستان به ترکیه مسافرت می کنین، حتماً نسکافۀ سرد رو امتحان کنین!

موزۀ Topkapi که بزرگترین موزۀ اسلامی هست در فاصله ای ۵ دقیقه از ایاصوفیا قرار داره. قیمت بلیت این موزه هم ۲۰ لیر هست که به نظر من واقعاً ارزش دیدن داره. بعد از ورود به محوطۀ موزه (که در واقع مجموعه ای از کاخ های قدیمیه)، باید فاصله ای ۱۰ دقیقه ای رو تا ساختمان های اصلی موزه طی کرد. بهترین کار اینه که از قبل نقشۀ داخل موزه رو تهیه کرده باشین تا بدونین قصد بازدید از کدوم قسمت هاش رو دارین. به نظر من دیدن مجموعۀ جواهرات سلطنتی پادشاهان عثمانی (شامل تاج ها، مدال ها، شمشیرها و…) بعلاوۀ ساختمان مربوط به دوران صدر اسلام از واجبات هست! مخصوصاً دوران صدر اسلام که در اون آیتم هایی قرار داره که آدم به هیچ عنوان باورش نمی شه. انواع کلید و قفل های در کعبه در زمان های مختلف، عصای حضرت موسی، عمامۀ حضرت یوسف، کلاه حضرت ابراهیم، جمحمۀ حضرت یحیی، شال حضرت زهرا، عبای امام حسین، کاسۀ آبخوری حضرت محمد، چند تار موی ریش حضرت محمد و… برخی از جالب ترین آیتم های داخل این ساختمان هستن که حتماً باید دید.

اگر کسی بخواد کل این موزه رو ببینه به یک روز کامل زمان احتیاج داره، اما از اونجا که برنامۀ ما فشرده بود حدود ۲ ساعت داخل این موزه بودیم و بعد برای ناهار به رستوران داخل موزه رفتیم که فضایی بسیار زیبا – کنار دماغۀ شاخ طلایی و رو به دریای مرمره – داره. البته قیمت غذای داخل این رستوران کمی بیشتر از رستوران های اطراف موزه هست، اما به نظر من ارزشش رو داره، چون بیرون از موزه از همچین نمای زیبایی خبری نیست.

نمایی از ورودی بازارحدود ساعت ۲ بود که به سمت Grand Bazaar راه افتادیم. بازار بزرگ سرپوشیده ای که از شیرمرغ تا جون آدمیزاد توش پیدا می شه و به فاصلۀ یک ربع پیاده روی از ایاصوفیا قرار داره. البته می شه از ایستگاه ایاصوفیا سوار تراموا شد و یک ایستگاه بعد پیاده شد. اما به نظر من اگر کسی حوصلۀ پیاده روی داره، بهتره تماشای مغازه های مسیر رو از دست نده.

داخل گرند بازار انواع صنایع دستی، لباس، طلا و جواهر و… دیده می شه. اگر کسی علاقمند باشه می تونه یک روز کامل رو هم داخل بازار بگذرونه. البته قیمت ها داخل بازار به طور محسوسی از بیرون بیشتره و اگر برای یک تی شرت مثلاً ۳۰ لیری چونه بزنین می تونین قیمتش رو تا ۱۰ لیر هم پایین بیارین! در کل به نظر من داخل بازار باید بیشتر تماشا کرد تا خرید. البته قیمت اجناس مغازه های اطراف بازار بهتر از حجره های داخل هست که انواع لباس و کفش با جنس خوب عرضه می کنن.

بازار حدود ساعت ۷ شب تعطیل می شه و مغازه ها کم کم شروع می کنن به جمع کردن اجناسشون. از اونجا که منطقۀ آکسارا خیلی به بازار نزدیک بود. بعد از بیرون اومدن از بازار با تراموا رفتیم سمت Aksaray و LalAli. در این منطقه هم انواع فروشگاه های لباس، کفش و کیف وجود دارن با قیمت هایی مناسب و البته تنوع کمتر نسبت به میدان تقسیم.

حدود ساعت ۱۱ شب که دیگه حسابی خسته شده بودیم، با همون خط تراموا به ایستگاه Bekistas رفتیم و از اونجا با یک تاکسی به هتل. بلیت تراموا به صورت ژتون هست که هم می شه از دکه های روزنامه فروشی اطراف ایستگاه ها خریداری کرد و هم از دستگاه های اتوماتیک. هر ژتون هم یک و نیم لیر قیمت داره و شبیه سکه های کوچیک پلاستیکی قرمز رنگه.

در کل به دلیل بالا بودن نرخ کرایۀ تاکسی ها بهترین کار استفاده از تراموا، اتوبوس و مترو هست. باید قبل از سفر از روی نقشه نزدیکترین ایستگاه به هتل رو پیدا کرد و تمام برنامه ریزی ها رو بر مبنای اون انجام داد.

موقع استفاده از تاکسی باید همون اول از راننده بخواین که تاکسیمتر رو روشن کنه (ورودی تاکسی دو و نیم لیره) و حواستون به مسیر هم باشه تا برای یک مسیر کوتاه شما رو دور شهر نچرخونه و ازتون پول بیشتری بخواد. در صورتیکه راننده ای اینکارو کرد تهدیدش کنین که شماره اش رو به پلیس می دین (البته دادن شماره به پلیس عملاً بی فایده اس، اما شاید باعث بشه از دور زدن بیخودی توی شهر پرهیز کنه).

کاخ آتاتورک (دلمه باغچه) + IKEA + سینما – ۱۳ آگوست۲۰۱۰

یکی از مهمترین جاذبه های توریستی استانبول، Dolma Bahche (دلمه باغچه) یا همون کاخ آتاتورک هست. البته بنای کاخ متعلق به پادشاهان عثمانی هست اما به دلیل اینکه کمال مصطفی پاشا (رهبر انقلاب ترکیه ملقب به آتاتورک) در دورۀ نخست وزیری (پیش از انقلاب) و بعدها سه ماه پایانی عمرش رو در این کاخ گذرونده، به کاخ آتاتورک هم مشهوره.

برای رسیدن به این کاخ کافیه سوار خط تراموا و در آخرین ایستگاه یعنی Belistas (بکیش تاش) پیاده بشین. درصورتیکه بخواین خودتون به جزایر پرینس (Prince Islands) و جزیرۀ معروفش بویوک آدا (Buyuk Ada) برین هم باید به همین ایستگاه بیاین که در پست بعدی درباره اش توضیح خواهم داد.

ورودی کاخ آتاتورک نفری ۲۰ لیر هست و روزهای پنجشنبه هم تعطیله. بعد از ورود از در اصلی، وارد محوطه ای بسیار بزرگ با انواع گلهای رنگارنگ، آب نماهای زیبا و درختان بسیار بلند می شین که جای بسیار مناسبی هست برای عکاسی.

ورود به خود کاخ تنها به صورت گروهی و توسط لیدرهایی که به زبان های مختلف صحبت می کنن امکانپذیره. ما حدود نیم ساعت در صفی طولانی که جلوی کاخ تشکیل شده بود ایستادیم تا نوبت بهمون برسه. وقتی بالای پله های کاخ رسیدیم کیسه هایی بهمون دادن که به کفشمون بکشیم.

به این دلیل که تمام اشیاء داخل کاخ از زمان پادشاهی عثمانی باقی مونده، عکاسی و فیلمبرداری داخل کاخ اکیداً ممنوعه. گروه ما حدود بیست نفر بود و لیدر به انگلیسی توضیحاتی می داد. تور کاخ شامل بازدید از اتاق های مختلف هست که حدود یک ساعت طول می کشه. کاخ انقدر بزرگ هست و راهروهایی تو در تو داره که فکر می کنم اصلاً امکان نداره کسی بتونه به تنهایی مسیر رو پیدا کنه و حتماً گم می شه.

اتاقی که آتاتورک روزهای پایانی عمرش رو در اون گذروند به همون شکل باقی مونده. حتی ساعت کنار تختش همونی هست که استفاده می کرد و ساعت روی ۹ و ۱۰ دقیقه (ساعت مرگ آتاتورک) خوابیده.

پس از اتمام تور، از سمت دیگۀ کاخ بیرون اومدیم و پس از کمی عکاسی داخل محوطه حدود ساعت یک بعد از ظهر از کاخ بیرون اومدیم.

طبق برنامه، قصد داشتیم از شعبۀ فروشگاه IKEA در استانبول هم دیدن کنیم. برای اینکار باید به Istanbul Forum می رفتیم که در قسمت جنوب غربی شهر، و در مسیر فرودگاه قرار داره. برای اینکار از ایستگاه بکیش تاش سوار تراموا و در ایستگاه آکسارا پیاده شدیم. از اونجا با یه تاکسی به IKEA رفتیم.

این فروشگاه، یکی از بزرگترین شعبه های IKEA در دنیاست که تمام وسایل خونه و تمام اشیائی که در کاتالوگ IKEA نوشته شده رو در خودش جا داده. گشتن در این فروشگاه خیلی بیشتر از اونی که فکر می کردیم طول کشید و تا ساعت پنج عصر اونجا بودیم.

ناهار رو در رستوران خود IKEA خوردیم و رفتیم به مرکز خرید Istanbul Forum که درست مقابل IKEA قرار داره. انواع فروشگاه های لباس، کیف و کفش – البته اغلب اجناس مارک دار و قیمت های بالا – در این مرکز خرید پیدا می شه.

سمت چپ این مرکز خرید آکواریوم بزرگ استانبول هست و Magic Ice که اخیراً افتتاح شده و سالنی هست بزرگ با دمای منفی ۵ درجۀ سانتیگراد که باید با لباس اسکیموها واردش شد. در این سالن انواع مجسمه های یخی به نمایش گذاشته شده و در پایان می شه از کافی شاپ داخلش یک نوشیدنی داخل لیوان های یخی خریداری کرد.

طبقۀ بالای Istanbul Forum خرید انواع رستوران ها و یک سالن بزرگ بازی های مختلف هست که برای سرگرمی خوبه. یک سینما با شش سالن بزرگ هم در همین طبقه وجود داره که ما تصمیم گرفتیم فیلم Inception رو در این سینما تماشا کنیم. بلیت خریدیم (نفری ۱۳ لیر) و با یک پاپ کورن بزرگ و دو قوطی پپسی وارد سالن شدیم.

کیفیت صدا و تصویر عالی بود و فیلم هم فوق العاده .

حدود ساعت یازده شب فیلم تموم شد و از اونجا که هم خسته بودیم و هم کلی خرید دستمون بود، با یک تاکسی مستقیم برگشتیم به هتل. به دلیل طول مسیر، کرایۀ تاکسی حدود ۳۰ لیر شد.

جزایر Prince و بویوک آدا – ۱۴ آگوست ۲۰۱۰

یکی از جاذبه های توریستی مهم استانبول، سوار شدن بر کشتی های تفریحی و تماشای مجموعه جزایر پرینس است.

تورهای ایرانی بابت تور یکروزۀ جزایر پرینس شامل رفت و برگشت با کشتی، بازدید از بویوک آدا، درشکه سواری و ناهار به ازای هر نفر مبلغی بین ۴۰ تا ۷۰ دلار می گیرند که در صورتیکه بطور شخصی اقدام کنیم می تونیم دقیقاً همین برنامه رو با نفری کمتر از ۱۵ دلار انجام بدیم!

لنگرگاه کشتی های تفریحی استانبول درست مقابل ایستگاه تراموای بکیش تاش قرار داره. چون هتل ما با این ایستگاه فاصلۀ زیادی نداشت، بعد از صبحانه با تاکسی به این ایستگاه اومدیم. برنامۀ حرکت کشتی ها روی تابلوهای بزرگی نصب شده که تقریباً هر نیم ساعت یکباره.

قیمت بلیت کشتی برای رفتن تا آخرین ایستگاه، یعنی جزیرۀ پنجم (بویوک آدا – Buyuk Ada) که بزرگترین جزیره هم هست نفری ۳ لیره. بعد از پرداخت پول و گرفتن ژتون وارد اسکله و بعد هم سوار کشتی شدیم. کشتی درست سر ساعت حرکت کرد. در تمام طول مسیر شهر استانبول از دور پیداست، بناهای تاریخی شهر مثل مساجد سلطان احمد و ایاصوفیا از روی کشتی واقعاً دیدنی هستن. تنگۀ بوسفور و پل اتصال آسیا و اروپا رو هم می شه از روی کشتی تماشا کرد.

یکی از خیابون های فرعی داخل جزیره

کشتی در تمام جزایر توقف داره و مسافرانی سوار و پیاده می شن. خیلی از مسافرین در جزیرۀ سوم پیاده شدن که ظاهراً چند ساحل شنای خیلی خوب داره. داخل کشتی (که نسبتاً بزرگ و دو طبقه هست) فضاهای مختلفی وجود داره. از مبل گرفته تا نیمکت، از قسمت های مسقف تا روباز٫ داخل کشتی بوفه ای هست که انواع خوراکی ها رو به قیمت بیرون (و نه گرونتر) می فروشه.

بعد از حدود یک ساعت و نیم به آخرین ایستگاه یعنی جزیرۀ بویوک آدا رسیدیم. جزیره ای که در اون هیچ ماشینی تردد نداره و ساکنینش از دوچرخه استفاده می کنن. خونه های ویلایی بسیار بسیار زیبایی در جزیره وجود داره که با قدم زدن در خیابون هاش می شه از تماشاشون لذت برد. انواع فروشگاه های صنایع دستی، لباس، خورده ریز و رستوران ها و کافی شاپ های متنوع در جزیره وجود داره که می شه ساعت ها باهاشون سرگرم بود.

سمت چپ میدون اصلی جزیره (که به میدون ساعت معروفه) ایستگاه درشکه هاس که می شه در ازای پرداختی مبالغ مختلف در مدت زمان های مختلفی سوار درشکه شد و در خیابون هاش

گردش کرد. فکر می کنم کمترین مبلغ حدود ۱۰ لیر بود برای ده دقیقه تا حدود ۵۰ لیر برای گشت کامل جزیره.

ما ناهار رو در یکی از رستوران های بسیار زیبای ساحلی خوردیم و بعد از کمی استراحت دوباره شروع کردیم به پیاده روی در جزیره و تماشای خونه های زیباش.

چون قصد داشتیم اون شب برای بار دوم به میدون تقسیم بریم، با کشتی ساعت ۴ به استانبول برگشتیم. برای برگشت هم باز نفری ۳ لیر دادیم و در ایستگاه بکیش تاش پیاده شدیم. درست کنار ایستگاه تراموای بکیش تاش، ایستگاه مترویی هست که ظرف کمتر از ۱۰ دقیقه مستقیم می ره به میدون تقسیم.

حدود ساعت ۶ میدون تقسیم بودیم. خریدهای جا مونده از دفعۀ قبل رو انجام دادیم، شام رو در Burger King ابتدای خیابون خوردیم و حدود ساعت یازده و نیم برگشتیم سمت هتل تا چمدونمون رو ببندیم. قرار بود فرداش برای سه شب به آنتالیا بریم.

داخل حیاط یکی از خونه های ویلایی جزیره

از استانبول به آنتالیا – ۱۵ آگوست ۲۰۱۰

ما یکشنبه صبح بعد از خوردن صبحانه وسایلمون رو جمع کردیم و چون باید ساعت ۱۳ اتاق رو تحویل می دادیم، حدود ۱۱ اومدیم توی لابی و چمدون هامون رو تحویل انبار هتل دادیم تا ساعت ۱۴ که بیان دنبالمون و ما رو به فرودگاه ببرن. از ۱۱ تا ۱۳:۳۰ رفتیم اطراف هتل قدم زدیم و یه سر هم به فروشگاه بزرگ Carrefour نزدیک هتل زدیم. مینی بوس تور با حدود بیست دقیقه تاخیر اومد دنبالمون و ما رو برد به سمت فرودگاه آتاتورک.

فرودگاه آتاتورک، قسمت پروازهای داخلی به بزرگی پروازهای خارجی نیست، اما چیزی هم ازش کم نداره. لیدری که اومده بود دنبالمون توضیح داد که برای پروازهای داخلی نیازی به در دست داشتن بلیت کاغذی نیست و تنها با ارائۀ گذرنامه ها، برامون کارت پرواز صادر می شه.

دقیقاً هم همینطور بود. من به کانتر هواپیایی Onur Air رفتم و گذرنامه ام رو نشون دادم. اونها شمارۀ گیت رو به من گفتن و اینکه کجا باید چمدونهامونو تحویل بدیم.

قسمت تحویل بار هم باز با دیدن گذرنامه ها، چمدون ها رو تحویل گرفت و بهمون کارت پرواز داد.

هواپیما سر ساعت ۴ از استانبول به سمت آنتالیا پرواز کرد. مدت زمان پرواز حدود یک ساعت بود و در این مدت هیچی بهمون ندادن بخوریم! اگر کسی چیزی می خواست (حتی آب) باید پول می داد و از مهماندارها می خرد.

حدود ساعت ۵ هواپیما در فرودگاه آنتالیا به زمین نشست. چمدون هامونو برداشتیم و بیرون رفتیم. به محض ورود به فضای باز، اولین چیزی که جلب توجه کرد، رطوبت بیش از حد هوا بود. خوشبختانه کسی که دنبالمون اومده بود رو به سرعت پیدا کردیم و سوار ون شدیم تا به سمت هتل بریم. هتل Club Falcon.

راننده که ظاهراً کاملاً به پیچ و خم های شهر آشنا بود، ما رو از مسیری میانبر برد که باعث شد در کمتر از نیم ساعت به هتل برسیم. اما مسیر، جاده ای بود جنگلی که خیلی شبیه بود به جاده های شمال خودمون. این باعث شد همون اول یه کم بخوره توی ذوقمون و فکر کنیم آنتالیا این شکلیه! اما با دیدن هتل و خیابون های اصلی شهر نظرمون به سرعت عوض شد!

هتل Club Falcon یکی از هتل های چهار ستارۀ آنتالیاست که در یکی از بهترین مناطقش یعنی ساحل Lara ساخته شده. پنج تا ساختمون داره و چندین محوطه. یک استخر نسبتاً بزرگ، یک استخر کوچیکتر (که بصورت شبانه روزی باز بود)، فضایی برای انواع بازی ها، سفره خونۀ سنتی، چندین رستوران، بار کنار استخر، رستوران روی بالکن و یه پلاتفرم خوب برای شنا در دریا و آفتاب گرفتن.

از ساعت ۷ صبح تا ۱۲ شب هم هر چیزی که هر جایی در هتل بخوری مجانیه! یعنی صبحانه، نهار و شام که هیچ، عصرونه، میان وعده، صبحانۀ دیر، بار کنار دریا (با انواع نوشیدنی های سرد و گرم مجاز و غیرمجاز!) و…

در کل به نظرم اینجور هتل ها برای کسانی که می خوان یک هفته استراحت کنن و همه اش توی هتل بمونن جای خیلی خوبیه. همه جور امکانات تفریحی که داخل هتل هست، هر چی هم هرچقدر بخوری مجانیه! خوراک ما ایرانی هاس!!!

وقتی به هتل رسیدیم، مسئول رسپشن گفت برگه های واچر تور رو بهم نشون بدین. از اونجا که لید Sea Travel در استانبول همون اول برگه ها رو از ما گرفته بود، چیزی نداشتیم که بهش بدیم. پاسپورت ها رو نشونش دادم، زد توی کامپیوتر و گفت نمی شه، حتماً برگه ها لازمن. من که یه کم نگران شده بودم، شروع کردم به توضیح دادن براش که اون یه فرم گذاشت جلوم و گفت حالا فعلاً اینو پرش کن… نگاه کردم دیدم تمام مشخصات ما، اسم و فامیلی و شماره پاسپورت و تاریخ ورود و خروجمون روش ثبت شده. بهش گفتم شما که اینا رو دارین، دیگه واچر می خواین چیکار… خندید گفت شوخی کردم! می خواستم ببینم چی می گین!!!

بعد که با هم دوست شدیم ازش خواستم یکی از اتاق های خوبش رو بهمون بده که نمای رو به دریا داشته باشه. اونم نامردی نکرد یکی از بهترین اتاق هاش رو داد. اتاقی در طبقۀ چهارم و درست رو به دریا.

نمای پنجره اتاق ما به دریا

دو تا کارت هم بهمون دادن برای حوله. برای گرفتن حولۀ کنار استخر باید این کارت ها رو بدین، حوله بگیریم و موقع برگردوندن حوله ها کارتمون رو پس بگیریم. اگر کارت رو گم می کردیم، بابت هر کدوم ۱۰ دلار جریمه می گرفتن.

بعدش یکی از کارکنان هتل اومد جلو و یه مچبند صورتی بست به دستمون. روش اسم هتل نوشته شده بود و قابل باز کردن هم نبود. توضیح دادن که این مچبند به معنای اینه که در هتل اقامت داریم و مجوزیه برای استفاده از رستوران ها و بار هتل.

همون اول که وارد اتاقمون شدیم برای چند دقیقه محو تماشای تصویر دریا بودیم. نور غروب روی آب افتاده بود و کوه های بلندی سمت راست دیده می شدن که منظره ای خارق العاده بوجود آورده بود.

استخر هتل

از پایین بوی کباب بلند شده بود و ما هم که مدتی بود چیزی نخورده بودیم، سریع آماده شدیم و رفتیم توی محوطه تا علاوه بر کشف فضاهای مختلف هتل، شام هم بخوریم. انواع مختلف غذا، دسر و سالاد سر میزی بود که به شکل سلف سرویس ارائه می شد.

بعد از شام، توی محوطه قدم زدیم و حدود ساعت ۱۲ شب رفتیم برای خواب.

برنامه به این شکل بود که فردا، دوشنبه، رو بطور کامل در هتل بگذرونیم و سه شنبه به پارک آبی آنتالیا به اسم Aqua Park بریم.

آنتالیا، یک روز در هتل – ۱۶ آگوست ۲۰۱۰

ما تصمیم گرفته بودیم یک روز کامل رو در هتل بگذرونیم تا هم استراحتی کرده باشیم و هم از برنامه های متنوعش استفاده کنیم.

یه توضیحی که دربارۀ هتل های به اصطلاح All در آنتالیا باید بدم اینه که در این هتل ها – در واقع مجموعه های اقامتی/تفریحی – همه چیز فراهمه. یعنی وقتی کسی وارد همچین هتلی می شه، اصولاً نیازی نیست تا پایان سفر ازش خارج بشه. به این دلیل که داخل هتل همه چیز فراهمه. از انواع خوردنی ها و نوشیدنی های مجانی گرفته تا برنامه های شنا، رقص، نمایش های کمدی و… .

پلاتفرم شنای هتل

اغلب مسافرین هتل تمام مدت داخل مجموعه بودن و اصلاً بیرون نرفتن. چون از ۷ صبح تا ۱۲ شب انقدر برنامه های مختلف اجرا می شد که سر همه حسابی گرم بود. بیشتر مسافرینی که در هتل Club Falcon اقامت داشتن اهل اسپانیا، روسیه، آلمان و اوکراین بودن. به غیر از ما سه یا چهار خانوادۀ ایرانی دیگه هم بود که اونها هم تمام مدت داخل هتل بودن.

برنامۀ هتل (که همون روز اول بهمون دادن) به این شکل بود:

۷ تا ۱۰ صبح: صبحانه
۱۰ تا ۱۲: صبحانۀ مختصر (برای کسانی که دیرتر بیدار می شن)
۱۲:۳۰ تا ۱۴:۳۰: ناهار
۱۵ تا ۱۷: اسنک (شامل همبرگر، ماکارونی و غذاهای سبک)
۱۷ تا ۱۸: عصرانه (کیک و شیرینی)
۱۸ تا ۱۹: شام سبک (جوجه کباب)
۱۹ تا ۲۱: شام

۷ صبح تا ۱۲ شب: کل نوشیدنی ها (شامل انواع نوشیدنی های سرد و گرم مجاز و غیرمجاز!) مجانی

۱۱ صبح تا ۱۲ ظهر: برنامۀ رقص کنار استخر
۱۰ تا ۱۲ شب: برنامۀ نمایش در آمفی تئاتر هتل
۱۲ شب تا ۲ صبح: دیسکو

با این حساب واقعاً نیازی نیست کسی از هتل خارج بشه. یعنی از صبح تا شب می شه توی هتل موند و علاوه بر شنا (توی دریا یا استخر هتل) از برنامه های مختلفش استفاده کرد.

به نظر من اگر کسی به این شکل مثلاً برای یک هفته به آنتالیا بره، به غیر از پول تور هیچ هزینۀ دیگه ای نخواهد داشت. چون هیچ پولی بابت خورد و خوراک پرداخت نمی کنه. البته بعضی ایرانی های عزیز وقتی می بینن یه چیزی مجانیه دیگه گندش رو درمیارن! از ۱۰ صبح تا ۱۲ شب یه سره آبجو می گیرن، یا وقتی عصرها کیک و شیرینی میاد به اندازۀ یک کیلو شیرینی برمی دارن می ذارن توی بشقابشون! حالا ممکنه فقط یه دونه بخورن، اما نمی فهمم چرا دوست دارن بشقابشونو پر کنن!

عصر ما برای قدم زدن از هتل بیرون رفتیم تا خیابون های آنتالیا رو هم ببینیم. چیز خاصی که نداشت، اما چند مرکز خرید بزرگ اطراف هتل بود که یکیشو انتخاب کردیم و واردش شدیم. به نسبت استانبول قیمت ها کمی بالاتر و کیفیت اجناس هم پایینتر بود.

در کل فکر می کنم اگر کسی قصد خرید، گردش و بازدید از اماکن مختلف رو داره باید بره استانبول و اگر کسی می خواد یک هفته بخوره و بخوابه و استراحت کنه باید بره آنتالیا.

وقتی به هتل برگشتیم حدود ۱۰ شب بود و برنامۀ نمایش در آمفی تئاتر شروع شده بود. چند نمایش کمدی اجرا شد که واقعاً خنده دار بود. با اینکه تماشاچی ها از کشورهای مختلف بودن و خیلی هام اصلاً انگلیسی بلد نبودن، اما برنامه به شکلی طراحی شده بود که همه کاملاً متوجه می شدن و لذت می بردن.

توی هتل ما یه خانوادۀ ایرانی هم بودن که باباهه از این حاج آقاهای شکم گنده بود با سه تا بچۀ قد و نیم قد. یه دختر هفت هشت ساله داشت که روسری سرش کرده بود. من دیدم همون اول نمایش بچه هاش اومدن نشستن ردیف اول. مامانه که کلاً توی اتاق بود و اصلاً ندیدیمش. خلاصه بچه ها نشسته بودن نمایش هایی رو تماشا می کردن که اغلب ته مایۀ طنز بی ادبی داشت با انواع شوخی های جن سی. باباهه هر ۵ دقیقه یکبار میومد می گفت بچه ها بلند شین برین بخوابین، دیروقته. اما بچه ها که انگار تابحال چنین چیزهایی ندیده بودن حاضر به رفتن نبودن و با چشم های گرد تماشا می کردن! فکر کردم خب مرد حسابی تو که اینجوری هستی چرا بچه هاتو آوردی آنتالیا؟ جایی که کنار استخرش خانوم های اروپایی خیلی راحت لباساشونو درمیارن و کاملاً لخت آفتاب می گیرن؟

ما تا ۱۲ شب نمایش ها رو تماشا کردیم و بعد هم رفتیم برای خواب. چون طبق برنامه، قصد داشتیم فردا به Aqua Park (یکی از پارک های آبی بزرگ ترکیه در آنتالیا) که خیلی هم به هتل نزدیک بود بریم.

نویسنده:  حسام دهقانی

منبع:  http://hesamnameh.blogsky.com

۳۱ نظر

  1. آقا حسام جدا دستت درد نکنه واقعا سفر نامه تکمیل و عالی بود خیلی استفاده کردم من هم کشورهای زیادی رفتم اگه اطلاعاتی نیاز داشتی یک ایمیل به من بزن

  2. سلام.مرسی حسام جان. توضیحاتت خیلی کامل و جامع بود.استفاده کردیم.دستت درد نکنه.اگه تجربه های جدیدی داری خوشحال میشم بفرستی به آدرس emailam
    مرسی

  3. سلام.مرسی حسام جان.خیلی جامع و کامل بود.استفاده کردیم.اگه تجربه های جدیدی داری خوشحال میشم ارسال کنی به آدرس emailam
    مرسی

  4. ممنون از توضیحات خوب و مفید
    استفاده کردم
    موفق باشی
    و سفرهایه خوب و بیشما0000000ری در پیش داشته باشی
    خوشحال میشم بمن ایمیل بزنید
    مرسی

  5. من تازه پيداتون كردم هر وقت خوندين ازتون بابت نوشته هاتون تشكر مي كنم جامع نيست ولي جالب است وقتي مطالعه مي كنم احساس خوبي دارم حالا شايد اصلا به مثلا پترااون شهر سحر انگيز نرم

  6. سلام من تا نصفش را خوندم دستت درد نکنه.

  7. خیلی جامع و کامل بود. مرسی

  8. salam man va hamsarammvase norooz 91 ghasde safar be istanbul darim lotan az bazaraye mahalish begin age raftin

  9. من تابه‌حال غير ازشهرهاي داخلي ايران جايي نرفته بودم و دوست داشتم كه در اولين سفر خارجي ام نايب الزياره مكه باشم وخانه خدارازيارت كنم امامتاسفانه قسمتم نشدام اما به استانبول سفر كردم ويك چيزي برام خيلي جالب بود اينكه دركشوري مثل استانبول با اينكه عدهبيشتريازانجاباحجاب عالِيي بو دند وليدراينجا كه كشوري مسلمان است عدهاي زيادي باحجاب بدروبرو ميشوم كه بهتراست سرنكنندولي استانبول خيليزيباست ادم مجذوبش ميشه ……

  10. آقا حسام از سفرنامه پربارت خیلی استفاده کردم خصوصا از اینکه جزییات استفاده از تراموا و مترو …. را بخوبی شرح داده بودی بازم ممنون

  11. ما قصد سفر به استانبول داریم اطلاعات شما بسیار کامل و مفید بود متشکرم

  12. سلام حسام جان واقعا دستت درد نکنه آفرین خوب توضیح دادی .

  13. واقعا دستتون دردنکنه خیلی اطلاعات مفیدی بود من تصمیم داشتم اول آنتالیابرم بعداستانبول ولی پس ازمطالعه سفرنامه شما نظرم تغییرکرداینطوری خستگی پیاده روی هم ازتنم درمیادوپرانرژی برمیگردم

  14. سلام داداش دمت گرم
    میشه در مورد مراکز خرید استانبول نزدیک اکسارای و قیمت و کیفیتشون تجربت رو بگی
    من برای خرید کلی کیف و کفش زنانه دوست دارم برم . کدوم نطقه شهر بیشتر کیف و کفش کلی فروشی دارن؟

  15. واسم جالب بود يه ذره از اطلاعات عموميم بالا رفت.اگه جاي ديگه رفتي سفرنومت رو به ايميلم ارسال كن

  16. خیلی جالب بود من که کلی کیف کردم دستت درد نکنه…..موفق وپایدار باشی

  17. خیلی خیلی جالب بود دستت درد نکنه امیدوارم همیشه شاد وسرحال باشید.

  18. سلام من هم دو بار استانبول رفتم نوشته های شما رو هم خوندم خیلی عالی بود امیدوارم همه استفاده کنند واین پولهای زیادی را به تور ها ندهند سالم باشید و سفرهای خوبی داشته باشی

  19. خیلی ممنون
    جالب و مفید بود

  20. بازار لوازم شکار و ماهیگیریش کجاست دوست من

  21. خيلي كمك كرد ودرمسافرت تركيه خيلي كمكمون كرد

  22. سلام حسام خان من مینام این هفته انشالله با شوهرم و پسر ٩ماهه ام میرم انتالیا خیلی مطالب خوبی داری واقعا اگه همه مثل شما دلسوزانه راهنمایی میکردن همه میرفتن دور دنیا یه گشتی میزدن حتما بی زحمت بهم ایمیل بزن جاهای خوب و بازارای ارزون انتالیارا بگو

  23. سلام آقا حسام ما ان شا الله به امید خدا می خوایم بریم ترکیه من و مادرم اما نمی دونیم استانبول بهتره یا آنتالیا نظر من تفریح و بازی لذت بردن از هوای خوب جنگل و دریا ست و بعد خرید مادرم میگه خرید آیا آنتالیا هم مثل استانبول مراکز خرید خوبی داره ؟ البته نه خیلی گرون مارک دار – البته این طور که من متوجه شدم آنتالیا خیلی جاهای دیدنی نداره

  24. ممنون .
    خیلی کامل و جالب توضیح داده بودید.
    من میخوام برم آنتالیا و با خوندن این متن انگار یه بار رفتم اونجا و برگشتم و الان با تجربه کامل میخوام از این شهر بازدید کنم. مرسی خیلی

  25. سلام عالي بود ميتونم اسمتونا بدونم

  26. ممنون خیلی جالب بود پس شما بالاخره با تور رفتید یا فقط بلیط گرفتید واونجا هتل رزرو کردید؟و اگر با تور رفت میشه اونجا بازدیدها رو جداگانه رفت لطفا یک ایمیل بزنید

  27. سلام
    من قسمت استانبول رو خوندم چون هفته بعد میرم کلی استفاده کردم خیلی خوب مکانها رو طبقه بندی کرده بودین همیشه در سفر و شاد و باشید.

  28. مرسی خیلی عالی وکامل بود.ماقصدداریم بریم انتالیا خیلی دوست داشتم قبلش راجبش اطلاعات داشته باشم که شماخیلی عالی توضیح دادید مرسی.

  29. واقعا ممنون از توضیحاتتون من الان کلی مطلب برداشتم واسه هفته دیگه که می ریم استانبول ولی ای کاش بیشتر استانبول می موندین تا ما هم با بقیه جاها بیشتر آشنا می شدیم :)

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Free WordPress Themes - Download High-quality Templates